تبليغاتX
یادداشت های پراکنده

خنده های تصنعی ،

 

راه رفتن های تصنعی ،

 

حرف های تصنعی ،

 

همه چیز و همه چیز مصنوعی بود ،

 

به جز اشکانم

 

برای نبودنت بیست سال نوری باریدم .

 

سر بر متکای مچاله شده ی سبز رنگم می کوبم

که شاید روزی با این ضربه مخم منفجر شود .

+ نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1387 ساعت  2:22 بعد از ظهر  توسط  کامران  |