تبليغاتX
یادداشت های پراکنده

يك سال گذشت.

يك سال از روزي كه خبر رفتنت

ماتم كرد،

ماتم شد،

گذشت...

گذشت!

نگران نباش

ديگر باكي نيست كه نباشي.

صدايت

گره خورده با رگ و پي ام.

تو حالا زنده تر از مايي

و ما

در انزوا به تو فكر مي كنيم.

ديگر اينجا جاي تو نبود

ديگر اين جهان پر ز لكه ي ننگ

جايي براي تو نداشت.

اينجا

خوب ها ماندني نيستند.

همه مي رويم اما خوب ها زودتر.

خوب شد كه رفتي

و دلت را بيخودي خرج اين جماعت بدبخت نكردي...

حالا كه يك ساله شدي مي گويم:

خسرو خوبان

تا بودي

حسرت ديدنت بود و لحظه اي نگاه!

حالا كه رفتي

حسرت ديدارت است در ابد و يك دل سير نگاه!

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم تیر 1388 ساعت  10:30 قبل از ظهر  توسط  کامران  | 

L is for LOVE, baby
O is for ONLY you that I do
V is for loving VIRTUALLY everything that you are
E is for loving almost EVERYTHING that you do
R is for RAPE me
M is for MURDER me
A is for ANSWERING all of my prayers
N is for KNOWING your loverman's going to be the answer to all of yours

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388 ساعت  9:35 قبل از ظهر  توسط  کامران  | 

دلم برايش مي سوزد. دلم برايش خيلي مي سوزد اما هيچ وقت اگر عمري باقي باشد، بهش نمي گويم كه دلم برايت سوخت. نمي گويم كه گاهي كه نه، بيشتر اوقات، بغض خر گلويم را مي چسبيد و ساعت ها گريه مي كردم تا خوابم ببرد. نمي گويم كه عكس هايت را چسبانده ام به ديوار اتاقم و شب ها قبل از اينكه خوابم ببرد، عكس هايت را غرق بوسه مي كنم. نمي گويم كه آنروزها چقدر به وجودت نياز داشتم. هيچ كدام را نمي گويم چون اگر بگويم، تندي بغض مي رود توي گلويش و اشك جمع مي شود توي چشمانش و مي آيد بالاي سرم و دستانش را مي كشد روي سر و صورتم و برايم غصه مي خورد. پس دهان گشادم را مي بندم، هيچ نمي گويم از اين روزهاي كثافت. روزهاي كثافت متعفن آب دهني.    

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388 ساعت  3:12 بعد از ظهر  توسط  کامران  |