تبليغاتX
یادداشت های پراکنده

آن فاحشه

که کنار خیابان

دست های مکررش را نثار می کرد – هر کسی –

منم!

آری منم.

خودم را خواهم فروخت،

برای لبخندی کوتاه از تو...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387 ساعت  8:47 قبل از ظهر  توسط  کامران  |